العلامة المجلسي

84

كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )

فرمود كه دير آمدن من به نزد تو نبود مگر آن‌كه تو مشرك بودى ، اكنون كه مسلمان شدى هر شب به نزد تو خواهم بود تا آن زمان كه حق تعالى ما وتو را به ظاهر به يكديگر برساند واين هجران را به وصال مبدّل گرداند . پس از آن شب تا حال يك شب نگذشته است كه درد هجران مرا به شربت وصال دوا نفرمايد . [ اسيرى وصال فرجام حضرت نرجس سلام اللّه عليها ] بشر بن سليمان گفت : كه چگونه در ميان أسيران افتادى ؟ گفت : مرا خبر داد حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام در شبى از شبها كه در فلان روز جدّت لشكرى به جنگ مسلمانان خواهد فرستاد ، پس خود از عقب ايشان خواهد رفت تو خود را در ميان كنيزان وخدمتكاران بينداز به هيأتى كه تو را نشناسند واز پى جدّ خود روانه شو واز فلان راه برو ! چنان كردم ، طليعهء لشكر مسلمانان به ما برخوردند وما را أسير كردند وآخر كار من آن بود كه ديدى وتا حال كسى به غير از تو ندانسته است كه من دختر پادشاه رومم ومرد پيرى كه در غنيمت ، من به حصّهء أو افتادم از نام من سؤال كرد ، گفتم نرجس نام دارم . « 1 » گفت : اين نام كنيزان است ! بشر گفت كه اين عجب است كه تو از أهل فرنگى وزبان عربى [ نيك ] مىدانى !

--> ( 1 ) . محدّثان براي مادر امام زمان صلوات اللّه عليه هشت نام ذكر نموده‌اند ؛ به اين ترتيب : « نرجس » ، « سوسن » ، « صيقل » ، « صقيل » ، « حديثه » ، « حكيمه » ، « مليكه » ، « ريحانه » و « خمط » . ولى مشهورترين نام ايشان « نرجس » وكنيهء ايسان « امّ محمّد » است . امّا اين مطلب واضح وآشكار است كه تعدّد وتنوّع أسامي دليل بر تعدّد مسمّا نيست وآن از شأن ومنزلت بزرگان است ؛ به‌طورى كه أسامي متعدّده براي شخصي بيانگر صفات گوناگون وجوانب خاصي است كه در وجود شخص مىباشد . في المثل اين تعدّد أسماء براي خاتم الأنبياء محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه وآله در قرآن كريم وإنجيل يافت مىشود ؛ مثل « محمّد » ، « احمد » ، « طاها » ، « ياسين » ، « بشير » و « نذير » ودر إنجيل اين‌گونه از ايشان نام برده شده است « فارفليطا » به زبان سريانى ، و « بركلوتوس » به لغت يوناني .